هرچه تقلا می کند دلم
باز این زخم کهنه عمیق می شود
به سیم آخر می زند
تا لبریز شود
اما باز برای کز کردن بهانه می آورد
دیگر حالی به این احوال نمانده
جز بغضی مدام که سر ریز شده
و نفسی که سرد شده است
تواما غمگین مباش که نگاهت هیچ گاهسر نمی رود از حوصله ی چشم هایم
برچسب:
نویسنده: هلیا مهدوی